farhang

فرهنگ و اثرات آن بر جامعه

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ طوایف مختلف.فرهنگ روستا.روابط فرهنگی» ثبت شده است

ازدواج ورابطه عروس ومادر شوهر


هزار سال هم که بگذرد و هزار صفحه هم که درباره این رابطه بنویسیم، مشکل حل نمی‌شود. جنگ عروس و مادرشوهری در بسیاری از حکایت‌ها و افسانه‌ها روایت شده و حتی برخی از روانشناسان هم می‌گویند رقابت دو زن بر سر تصاحب محبت یک مرد، حاصلی جز در گرفتن چنین جنگی ندارد اما با وجود همه اینها، به شما توصیه می‌کنیم قبل از روبه‌رو شدن با مادر همسرتان ذهن‌تان راحسابی شست‌وشو دهید و همه باورهای قدیمی را دور بریزید.

نگذارید کلیشه‌ها در مورد رابطه شما تصمیم بگیرد و شانس‌تان را امتحان کنید. شاید مادر همسرتان در کمترین زمان به یکی از ارزشمندترین آدم‌های زندگی‌تان تبدیل شود.

باید
با او آشنا شوید
در همان روزهای اول زندگی مشترک‌تان با کمک همسرتان از خصوصیات اخلاقی مادرش، حساسیت‌های او، نیازهایش و هر آنچه فکر می‌کنید در ارتباط میان شما می‌تواند کمک کننده باشد، باخبر شوید. حتی اگر پیش‌فرض‌های تاریخ گذشته در مورد رابطه عروس و مادرشوهری را باور کنیم، نمی‌توانیم این واقعیت را نادیده بگیریم که درست شناختن حریف، می‌تواند به شما در پیروز شدن کمک کند.

عروس و مادر شوهر, جنگ عروس و مادرشوهر, روبه‌رو شدن با مادر همسر,ازدواج و ارتباطات با اقوام

عروس و مادر شوهر, جنگ عروس و مادرشوهر, روبه‌رو شدن با مادر همسر, رفتارهای مادرشوهر, دعواهای عروس و مادرشوهری, مادر همسر, لقب مادرشوهر,ازدواج و ارتباطات با اقوام

نباید
مقایسه کنید
هیچ‌وقت مادر خودتان را با مادرشوهرتان مقایسه نکنید. هزار سال هم که بگذرد و حتی اگر رابطه میان شما و او ایده‌آل و صمیمانه باشد، باز هم او مادر شما نیست. از طرف دیگر، هر خانواده عادات و اقتضائات خود را دارد. اگر خانواده شما اهل حمایت مالی یا همدلی کردن هستند اما این رفتارها از مادرشوهرتان سر نمی‌زند به او خرده‌ای نگیرید. نگاهی به سبک زندگی خانواده همسرتان بیندازید. شاید آنها محبت‌شان را به شیوه‌ای متفاوت از خانواده شما ابراز می‌کنند.

باید
بپذیرید تازه‌وارد هستید
هیچ‌وقت خود را با عروس‌های دیگر خانواده مقایسه نکنید. احتمالا عروس‌های قبلی خانواده رابطه صمیمانه‌تری با مادرشوهرتان دارند و به او نزدیک‌ترند. طبیعی است! آنها سال‌های بیشتری را در کنار هم زندگی کرده‌اند. گذشته از این، هیچ وقت خدماتی که مادرشوهرتان به عروس‌های دیگر ارائه کرده را با کمک‌هایی که به شما کرده قیاس نکنید. تفاوت وضعیت اقتصادی خانواده در سال‌های مختلف، تفاوت نگاه آدم‌ها به موضوعات و بسیاری عوامل دیگر، می‌تواند در این مورد تاثیرگذار باشد. پس نگذارید حسادت و مقایسه کردن از همان روزهای اول رابطه شما را خراب کند.

باید
خط قرمزها را روشن کنید
حتی اگر اوایل ازدواج‌تان است، اجازه نزدیک شدن هیچ‌کس به خط قرمزهای‌تان را ندهید. مهم نیست پای مادر خودتان در میان باشد یا مادرشوهرتان، شما باید محدوده‌هایی که وارد شدن به آنها آزارتان می‌دهد را روشن کنید و به دیگران یاد دهید به آنها نزدیک نشوند. اگر سرزده مهمانی رفتن آزارتان می‌دهد یا اگر مراقبت بیش از حد مادرشوهرتان از مردی که همسر شماست کلافه‌تان می‌کند در یک گفت‌وگوی آرام و صمیمانه موضوع را با او در میان بگذارید. جبهه نگیرید اما اگر مادر همسرتان تحمل یک گفت‌وگوی منطقی را نداشت و از صراحت‌تان ناراحت شد، کوتاه نیایید. کافی است شما جوانب مهربانی و احترام را رعایت کنید؛ همین!

نباید
رو در رو بجنگید
مهم نیست که رفتار مادرشوهرتان با شما بد بوده یا با همسرتان. واقعیت این است که در این رابطه، شما باید در حاشیه حضور داشته باشید و همسرتان نقش جاده صاف کن را بر‌عهده بگیرد. مسئول هر گونه سوء‌تفاهمی که میان شما و مادرشوهرتان ایجاد شود و رابطه‌تان را تهدید کند، همسر شماست که نتوانسته نقش میانجی را در این رابطه به خوبی بازی کند. اما گذشته از این واقعیت، شما هم باید مراقب رفتارهای‌تان باشید.

اگر اختلاف نظری دارید، خود را به طور مستقیم وارد جنگ با او نکنید و اجازه دهید همسرتان که مادرش را بهتر می‌شناسد با برعهده گرفتن نقش میانجی مشکل را حل کند. جنگیدن شما با مادرشوهر، هیچ فایده‌ای جز به لرزه درآوردن پایه‌های زندگی مشترک‌تان نخواهد داشت پس خود را کنار بکشید و کار را به اهلش بسپارید.

عروس و مادر شوهر, جنگ عروس و مادرشوهر, روبه‌رو شدن با مادر همسر,ازدواج و ارتباطات با اقوام

نباید
زیاده از حد صمیمی شوید
داستان مادر دوم را فراموش کنید. مادر همسر شما، مادر همسرتان است؛ همین! پس در درجه اول برای احترام گذاشتن به او تلاش کنید. علاقه قلبی و صمیمیت مسائلی نیستند که از همان ابتدای شکل گرفتن رابطه به وجودشان نیاز داشته باشید. پس اول بنای احترام را بسازید و بعد اگر دوست داشتید و در توان خود دیدید به فکر ساختن رابطه ای صمیمی و دوستانه باشید. اگر از همان روزهای اول بخواهید نقش دختر آنها را بر عهده بگیرید و با هم خانه یکی شوید، احتمال جرقه زدن رابطه‌تان زیاد خواهد بود. پس فاصله را حفظ کنید و اجازه دهید زمان در مورد رابطه شما تصمیم بگیرد.

باید
خودتان باشید
از همان روز اولی که به خانه آنها وارد می‌شوید، خودتان باشید. سبک پوشش‌تان، جنس رفتارهای‌تان و عادات‌تان را سانسور نکنید تا بعدها با نشان دادن خود واقعی‌تان آنها را شگفت‌زده نکنید. اگر از فرهنگ متفاوتی هستید، خود را مسئول شبیه شدن به خانواده همسرتان ندانید. درست است که برخی ریزه‌کاری‌های معاشرتی و رفتاری را به‌خاطر حفظ حریم‌ها رعایت می‌کنید اما قرار نیست بعد از ازدواج همه گذشته‌تان را کنار بگذارید و به فرد دیگری تبدیل شوید.

نباید
کلیشه‌ای رفتار کنید
قصه جنگ عروس و مادرشوهر، یک قصه قدیمی است که مردم بسیاری از کشورها با آن درگیر هستند. اما نه قدمت و نه گستردگی این ماجرا، نباید باعث پیش‌داوری شما در مورد مادر همسرتان شود. در برخورد با این زن تازه زندگی‌تان کلیشه‌ای رفتار نکنید و هنگام قضاوت در مورد رفتارهایش، لقب«مادرشوهر» را مدام در ذهن‌تان مرور نکنید. وقت دلخوری به خود بگویید اگر رفتار او را یکی از نزدیکان خود شما انجام می‌داد، چه احساسی پیدا می‌کردید و چه واکنشی نشان می‌دادید.

باید
اجازه دهید مادری کند
مادرشوهرتان پیشنهاد خریدن سبزی‌های‌تان را می‌دهد یا اینکه دوست دارد گاهی برای‌تان غذا درست کند و بیاورد؟ اشکالی ندارد! هیچ کدام از این رفتارهای او به استقلال شما صدمه‌ای نمی‌زند. نگذارید مادر همسرتان زندگی شما را اداره کند و باری که وظیفه شماست را به دوش بکشد اما اجازه دهید گاهی برای‌تان مادری کند و شما هم وانمود کنید که به او محتاجید و بخش‌هایی از زندگی‌تان بدون حضورش لنگ می‌ماند.

نباید
با هم رقابت کنید
اگر می‌خواهید در مورد مالکیت همسرتان با این زن رقابت کنید، باید بگوییم آینده زندگی مشترک‌تان را به خطری جدی می‌اندازید. یادتان نرود شما و مادرشوهرتان هر دو، زن‌های مهم زندگی همسرتان هستید و اگر قرار باشد با رقابت و جنگ‌های آزاردهنده به دنبال دزدیدن او باشید، به طور کامل از دستش می‌دهید. حتی اگر میانه خوبی با مادرشوهرتان ندارید، برای تخریب چهره او در نظر همسرتان تلاش نکنید. وارد کردن دعواهای عروس و مادرشوهری تنها انرژی زندگی‌تان را پایین می‌آورد و از شما در نگاه همسرتان زنی غرغرو می‌سازد که جز رقابت‌های بی‌ثمر زنانه به چیزی فکر نمی‌کند.

عروس و مادر شوهر, جنگ عروس و مادرشوهر, روبه‌رو شدن با مادر همسر,ازدواج و ارتباطات با اقوام

باید
آدابدان باشید
به نام صمیمیت و بی‌حواسی، مادرشوهرتان را در مناسبت‌های مهم نادیده نگیرید. روز مادر، روز تولد یا مناسبت‌های دیگری که برایش مهم است را با یک کادوی کوچک و چند شاخه گل جشن بگیرید. در مناسبت‌های مهمی مثل شب یلدا یا لحظه سال تحویل اجازه ندهید تنها بماند و اگر قصد دارید مهمانی خانوادگی ترتیب دهید، او را هم به جمع‌تان دعوت کنید. قبلا هم گفتیم آنقدر با مادرشوهرتان رفت و آمد نکنید و در خانه‌اش ماندگار نشوید که مرزهای میان‌تان از بین برود اما در چنین روزها و لحظه‌های مهمی، هرگز نگذارید احساس کند فراموش شده است.

نباید
دنبال سوژه بگردید
با ذره‌بین به جان همه حرف‌ها و رفتارهای مادرشوهرتان نیفتید. اگر شما بخواهید ایرادی در رفتارهایش پیدا کنید یا اینکه از میان حرف‌هایش عبارتی آزاردهنده را کشف کنید، حتما موفق می‌شوید؛ نه به دلیل اینکه او مادرشوهرتان است و قصد جنگیدن با شما را دارد بلکه به این دلیل که آدم‌ها آنقدر متفاوت هستند که از جمله‌های مشابه، معنای متفاوتی را استنباط کنند. اگر شما تا این اندازه ریزبین و حساس باشید، بدون شک از میان حرف‌های مادر خودتان و حتی همسرتان هم به اندازه کافی موضوع ناراحت کننده پیدا خواهید کرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰

فرهنگ واقتصاد مقاومتی

samamosاقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد خودکفا، مولد، مستقل و شکوفایی که در برابر همه فشارها بتواند مقاومت کند و ستون های جامعه را به استواری محافظت نماید. بنابراین، از مهمترین مولفه ها و شاخصه های اقتصاد مقاومتی باید از خودباوری و اعتماد جامعه دانست؛ زیرا تا زمانی که جامعه از نظر فکری و فرهنگی به این مرحله از رشد و بالندگی نرسد که ما می توانیم، هرگز نمی تواند چنین اقتصادی را شکل بخشد. 
مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی به معنای مدیریت افکارسازی جامعه به گونه ای است که بتواند نسبت تعادلی و تکاملی را میان عوامل و متغیرهای تشکیل دهنده اقتصاد مقاومتی شکل دهد. در این جا برخلاف مهندسی فرهنگی، خود فرهنگ به عنوان یک موضوع قابل مدیریت در دستور کار قرار می گیرد تا چنین رویکرد فرهنگی در جامعه برای رسیدن به هدفی چون اقتصاد مقاومتی پدید آید.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا نقش مهندسی فرهنگ را در تحقق اقتصاد مقاومتی بیان کند و راهکارهایی جهت مدیریت فرهنگی بیان ارائه دهد.

اقتصاد مقاومتی نیاز دیروز و امروز جامعه اسلامی

اقتصاد در آموزه های وحیانی اسلام به عنوان زیربنا یا رو بنا مطرح نیست؛ زیرا انسان در جهان مادی دنیوی، دارای نیازهای متضاد و متقابل دوگانه ای است که نمی توان هیچ یک را کم اهمیت تر از آن دیگری دانست. انسان ترکیبی از روان و تن است؛ هر چند که روان پیش ازورود در کالبد تن همان جان و روح مجرد از هرگونه ماده است؛ ولی قرار گرفتن روح در جسم موجب می شود تا روان و نفسی شکل گیرد که خصوصیات برزخی دارد و میان مجرد و ماده است. این گونه است که روان آدمی همان گونه که به حوزه مجرد گرایش دارد به حوزه مادیات نیز گرایش دارد. این گرایش دو سویه است که آدمی را در میان دو قطب متقابل مادی و مجرد قرار می دهد. از نظر آموزه های اسلامی، انسان به عنوان یک مرکب از روح و جسم لازم است تا به هر دو نیازهای معنوی و مادی خود پاسخ دهد و هرگونه نادیده گرفتن و عدم پاسخ گویی به این نیازها موجب می شود تا انسان مسیر شدن کمالی و تعالی خود را نتواند بپیماید. قرار گرفتن روح و جان در تن و ماده موجب شده تا نیازهای مادی نخستین دغدغه آدمی شود. از این روست که انسان به عنوان یک حیوان غذایی از آب و نان می خواهد.

همچنین اسلام به گرایش فطری و غریزی بشر به اجتماع توجه دارد؛ زیرا به دلایل چندی نمی تواند به تنهایی زندگی کند؛ زیرا نیازهای عاطفی و احساسی انسان از یک سو و نیازهای جسمی و جنسی از سوی دیگر او را به سوی دیگری می کشاند تا اجتماعی را شکل بخشد.

برخی بر این باورند که گرایش طبیعی انسان به جامعه و اجتماع برای استخدام و پاسخ گویی به نیازهای خودش است؛ هر چند که این تنها دلیل برای جامعه گرایی بشر نیست، ولی نمی توان آن را نادیده گرفت. این جاست که می توان مساله اقتصاد را به عنوان یک مولفه اصلی در تحقق اجتماع مدنظر قرار داد؛ زیرا انسان ها برای این اجتماع را شکل می دهند تا بتوانند از طریق آن به نخستین و ابتدایی ترین نیاز طبیعی خود در دنیا یعنی اقتصاد پاسخ دهند. از این روست که از نظر آموزه های قرآنی در تبیین و توصیف جامعه، اقتصاد به عنوان قوام و ستون برپادارنده اجتماع انسانی معرفی شده است.(نساء، آیه ۵)

از آن جایی که هدف از امت سازی از سوی خداوند و پیامبر(ص) ارایه یک سبک زندگی الگو و برتر است تا همه نیازهای معنوی و مادی بشر در آن جامعه پاسخ داده شود. (بقره، آیه ۱۴۳ و آیات دیگر) جامعه اسلامی، جامعه ای است که به نیازهای اقتصادی افراد به درستی پاسخ داده می شود.

اما همان اندازه که اقتصاد مایه قوام جامعه است، چشم اسفندیار و پاشنه آشیل جامعه نیز است. به این معنا که جامعه از سوی این بخش همواره در معرض خطر انقراض و نابودی است؛ زیرا اگر جامعه ای نتواند به این هدف اصلی اجتماع پاسخ دهد، از درون دچار فروپاشی می شود. دشمنان هر جامعه بر آن هستند تا با ضربه زدن به اقتصاد، ستون فقرات جامعه را بشکنند و آن را متلاشی و نابود سازند.

اقتصاد مقاومتی به جامعه اسلامی کمک می کند تا ضمن تامین یکی از مهم ترین مولفه های جامعه یعنی آسایش و اقتصاد، اجازه ندهد تا دشمن از این چشم اسفندیار و نقطه ضعف جامعه استفاده کرده و با تیرهای زهرآگین تحریم و فشار، جامعه را فلج کند؛ زیرا اقتصاد مقاومتی جامعه را چنان مصون می دارد که این نقطه ضعف به یک نقطه تحرک و پرش برای جامعه مطرح شده و جامعه اسلامی را به عنوان یک الگوی برتر به جهانیان معرفی نماید؛ زیرا توده های مردمی که جز دنیا هدفی ندارند، به این نتیجه و باور می رسند که اگر دنیا بخواهند سبک زندگی اسلامی را در پیش گیرند. اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصادی که بر منابع انسانی و مالی و مادی داخلی جامعه تکیه کرده است و با عناصری از خلاقیت، باور و اعتماد، همه نیازهای خود را تولید و تامین می کند و مستقل و خودکفا از دیگران به راه رشد و شکوفایی خود ادامه می دهد، این امکان را به جامعه اسلامی می دهد تا همه فشارهای سلطه گران و مستکبران را تحمل کرده و آنها را پس زند.

لزوم مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی

البته دست یابی به اقتصاد مقاومتی نیازمند بسترسازی و ایجاد شرایط و زمینه هایی است که اگر تحقق نیابد نمی توان امید داشت که اقتصاد مقاومتی در جامعه شکل گیرد. از مهم ترین عواملی که اقتصاد مقاومتی بر بنیاد آن شکل می گیرد، بینش و نگرشی است که به عنوان موتور محرکه فعالیت های انسانی مطرح است.

اصولا فلسفه زندگی که انسان براساس شناخت و معرفت نسبت به خود و هستی پیدا می کند، سبک زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد. همان گونه که بینش مادی موجب می شود تا انسان ها همه ظرفیت خود را به جنبه های مادی اختصاص دهند و اصولا به چیزی به نام آخرت باور نداشته و کاری برای آن بخش انجام ندهد.

بینش ها، نگرش ها و باورهای انسانی است که سبک زندگی و نیز جهت و حتی میزان تحرکات بشر را تعیین می کند. بنابراین، دست یابی به اقتصاد مقاومتی متکی به باور وجود توانایی در خود در برابر تحرکات دشمن سلطه گر است. اگر کسی باور نداشته باشد که می تواند بر سرپای خود بایستد و در همه جنبه ها به نیازهای خود پاسخ دهد و یا جامعه ای که چنین باوری را ندارد نمی تواند تحرکاتی برای خودکفایی و استقلال اقتصادی داشته باشد. هم چنین اگر جامعه ای باور نداشته باشد که دشمنانی سلطه گر بر آن هستند تاجامعه را نابود سازند و بر آن سلطه یابند، هرگز اقتصاد مقاومتی برای رهایی از فشارهای دشمنان شکل نخواهد گرفت. برخی بر این باورند که اصولا نمی توانیم یا این که تصور دشمن، توهمی بیش نیست و همواره بر طبل نمی توانیم و تو هم دشمن می کوبند تا جامعه به نوعی باور منفی از جهت توانایی و بی خیالی از نظر دشمن برسد.

بنابراین، می بایست جامعه به این باور برسد که می تواند و دشمنی دارد که می کوشد تا این توان را از وی سلب کند و او را وابسته به خود سازد و استقلال او را مخدوش سازد. در این صورت است که اقتصاد مقاومتی شکل می گیرد.

به سخن دیگر، دست کم دو عنصر فکری و فرهنگی در تحقق اقتصاد مقاومتی نقش اساسی را دارد که عبارت از خودباوری و فشارهای دشمنان است.

از همین جا می توان دریافت که بر مسئولان جامعه و اولیای امور است که مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی را در دستور قرار دهند؛ زیرا می بایست فرهنگ را در جامعه ایجاد و نهادینه سازند که رفتارهای اقتصادی آنان را به شکل خاصی تحت تأثیر مستقیم خود قرار دهد. جامعه می بایست در بینش و نگرش به این باور برسد که توانایی آن را دارد که همه نیازهای اقتصادی خود را پاسخگو باشد و هرگونه فشار دشمنان را نیز دفع کند. مهندسی د راین جا به معنای برقراری نسبت تعادلی و تکاملی میان عوامل و یا متغیرهای تشکیل دهنده یک مجموعه فکری و مادی است تا اقتصاد مقاومتی را تحقق بخشد و آن هدف را در دسترس جامعه قرار دهد.

از آنجایی که فرهنگ پدیده ای است که در یک جامعه شکل می گیرد و در یک فرآیندی تغییر می یابد، پس قابل مدیریت است. به سخن دیگر، فرهنگ هر چند مجموعه ای از اندیشه ها، اخلاقیات، آداب و سنت هاست که رفتار مردم را تحت تأثیر مستقیم قرار می دهد، ولی باید توجه داشت که فرهنگ به سبب تغییرپذیری، مدیریت پذیر است. از این روست که در آیات قرآنی از تغییرات فرهنگی در انسان و جامعه سخن به میان آمده است. خداوند در آیه ۱۱سوره رعد تغییرات فرهنگی در جامعه را منوط به تغییرات فکری و فرهنگی در افراد جامعه می داند. این آیه به صراحت از امکان تغییر بلکه مدیریت پذیری فرهنگی سخن می گوید. بنابراین، می توان با ایجاد تغییر در افراد جامعه، زمینه تغییرات کلان اجتماعی را فراهم آورد. جامعه ای که بر این باور است که نمی تواند با تبیین توانایی و استعدادهای افراد می توان او را به این خودباوری توانستن رساند.

در مهندسی فرهنگ، تلاش بر آن است تا لایه ها، انواع و ارکان فرهنگ شناخته شود و نوع تعامل آن ها را در هر وضعیت به دست آورد و آن را به سمت تعالی اندیشه ها و اخلاقیات و رفتار مورد پذیرش هدایت کرد. بنابراین، در این جا نیز می بایست همه این موارد ملاحظه شود تا جامعه فرهنگ توانستن و خواستن را در خود و رفتارهایش به نمایش گذارد و ترس و خطر دایمی دشمنان و توانایی مقابله با آنان را بپذیرد. 
این نوع مهندسی غیر از مهندسی فرهنگی است که ارتباط با مهندسی کل جامعه براساس رویکردهای فرهنگی دارد، زیرا در مهندسی فرهنگی تلاش بر آن است تا همه حوزه ها و ابعاد مختلف یک جامعه از سیاست، اقتصاد، ورزش، هنر، امور نظامی و انتظامی، آموزشی و پرورشی و مانند آن در چارچوب فرهنگی خاص هدایت و مدیریت شود.

در مهندسی فرهنگ اقتصادی، هدف آن است که فرهنگی که اقتصاد مبتنی بر آن شکل گرفته است را مدیریت و تغییر دهیم تا چنان در جامعه شکل گیرد که مبتنی بر اهداف اصلی تصمیم سازان و تصمیم گیران کلان جامعه است. به عنوان نمونه در فرهنگ اسلامی، زکات از سود رفتارهای اقتصادی به عنوان یک عامل رشد و نمو اقتصادی معرفی شده است در حالی که به ظاهر زکات از دست دادن بخشی از سود و سرمایه آینده است. مهندسی فرهنگ اقتصاد اسلامی به این معناست که این فکر که زکات از دست دادن نیست بلکه افزایش و نمو و زیاده در مال است، پذیرفته و به عنوان باور درآید تا در رفتارهای اقتصادی جامعه خودش را نشان دهد و شخص به قصد افزایش ثروت و سرمایه به زکات اقدام کند.

در حوزه مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی نیز می بایست دو اصل اساسی توانستن و سلطه مستکبران و دشمنان پذیرفته شود تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. اگر جامعه به این باور نرسد که می تواند در حوزه اقتصادی مثلا به استقلال و خودکفایی برسد یا این که وجود دشمنان و سلطه گران مستکبر و متجاوز را تو هم بشمارد، هرگز اقتصاد مقاومتی شکل نخواهد گرفت.

با توجه به این که جامعه اسلامی در عصر معاصر هنوز به این باورها نرسیده است لازم است تا مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی شکل گیرد و از سوی مسئولان این معنا مدیریت شود تا با تغییر در باورها، تغییرات مثبت و متناسب با اهداف اقتصاد مقاومتی تحقق یابد. بنابراین، لازم است تا با سیاست گزاری و برنامه ریزی های مشخص این راهبرد اقتصاد مقاومتی در جامعه اسلامی به عنوان یک فرهنگ درآید. این جاست که مثلا غرقه سازی از طریق بسیج تمامی امکانات تبلیغی و رسانه ای برای افکارسازی ضروری می شود، زیرا می بایست جامعه به این باور برسد که می تواند و فشارهای دشمن را می بایست بشناسد و از سر راه بردارد.

از نظر فرهنگ اقتصادی جامعه می بایست به این باور برسد که تولید و عدالت اقتصادی یک ماموریت و وظیفه الهی است (هود، آیه ۶۱) و به عنوان یک ارزش آن را در رفتارهای اجتماعی خود به کار گیرد و به عناوین چون زهد، تنبلی نورزد و از تولید و فعالیت های مولد اقتصادی باز نماند.

مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی می بایست در فرهنگ عمومی جامعه چنان حساسیت ایجاد کند که همه مردم نیاز به اقتصاد مقاومتی را درک و باور کنند و برای تحقق آن بکوشند. هم چنین در فرهنگ تخصصی، فعالان عرصه اقتصاد را به فعالیت در این چارچوب هدایت و مدیریت نماید.

از آنجایی که مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی مانند هر حوزه دیگر، نیازمند تولید دانش و ادبیات متناسب با آن می باشد می باید درحوزه مدیریت پژوهش اقتصادی نیز وارد شد. و ادبیات جدیدی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی تولید و درجامعه رایج کرد و آن گاه در مدیریت آموزش آن ادبیات و فرهنگ تولید شده را در اذهان قرار داد تا افراد جامعه با این رویکرد جدید انس گیرند.

البته ترویج فرهنگ اقتصاد مقاومتی بخشی از مهندسی آن است. به این معنا که فراتر از آموزش می بایست به دنبال ایجاد الگوهای عملی برای فرهنگی اندیشیدن و فرهنگی رفتار نمودن جامعه درحوزه عملکردهای اقتصاد مقاومتی باشیم. در همین راستا می بایست همه رسانه ها و مراکز دولتی و خصوصی و نیمه دولتی و عمومی به کار گرفته شود تا فرهنگ اقتصاد مقاومتی در همه جا به عنوان یک دغدغه اصلی جامعه مطرح و به عنوان یک ارزش اساسی جامعه ترویج شود.

با آنچه گذشت دانسته شد که همه حوزه های زندگی بشر تحت تاثیر یکدیگر عمل می کنند؛ به این معنا که بینش ها در رفتارها و رفتارها در بینش ها تاثیرگذار هستند. از این روست که اگر ما برای جامعه انسانی سه وجه سیاست، اقتصاد و فرهنگ قایل شویم، هر سه حوزه درهر اقدام مثبت و منفی تحت تاثیر مستقیم یک دیگر قرار می گیرند. اصلاح و افساد هر یک از این سه حوزه بی درنگ یا در یک فرآیندی ابعاد دیگر جامعه را تحت تاثیر قرارمی دهد. از این رو همواره میان حوزه های گوناگون داد وستد مطرح است. پس نمی توان برای یک حوزه بی توجه به تاثیرات یا تاثرات حوزه های دیگر برنامه ریزی کرد. این بدان معنا خواهد بود که در مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی می بایست حوزه دیگر چون سیاست نیز مدنظر قرار گیرد. این جاست که به نقش کلیدی مثلا سیاست مداران و کارگزاران نظام سیاسی برای دست یابی به اقتصاد مقاومتی می بایست توجه داشت. مشکلات فرهنگی می تواند متاثر از اقتصاد یا سیاست باشد یا مشکلات سیاسی جامعه تحت تاثیر مشکلات اقتصادی یا فرهنگی جامعه قرار گیرد. بنابراین درمهندسی می بایست همواره از توسعه نامتوازن جلوگیری کرد واگر کاری انجام می شود دست کم درسه بعد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی جامعه به شکل متعادل و متوازن انجام گیرد. از این روست که گاه سخن از مهندسی جامع مطرح می شود تا از هرگونه رشد کاریکتاتوری و نامتوازن جلوگیری کرد و عدالت را در میان سه گانه ها رعایت نمود. 
دشمن از آنجایی که از تبدیل شدن ایران اسلامی به یک قدرت منطقه ای و جهانی و الگوبرداری از آن درسرتا سر جهان هراسان است؛ چرا که سلطه استبدادی و بی چون و چرای او در معرض خطر قرار می دهد، اجازه نمی دهد تا گفتمان نظام اسلامی به شکل یک جامعه و دولت شکل گیرد و در عرصه بین المللی خودنمایی کند. از این روست که با سبک زندگی براساس اسلام ناب محمدی به شدت مبارزه می کند. 
مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی، مدیریت فرهنگ سازی

چنان که گفته شد، مهندسی فرهنگی نوعی مدیریت فرهنگ سازی است تا الگوهای فرهنگی و رفتار جامعه درجهت اهداف متعالی جامعه مدیریت و ساماندهی شود. شکی نیست که آغاز چنین تحولی درجامعه باید از سوی مدیران و کارگزاران ارشد نظام در همه سازمان ها و نهادهای وابسته به نظام آغاز گردد؛ چرا که مردم بر دین رهبران و آیین ملوک خویش هستند (الناس علی دین ملوکهم). تغییرات رفتاری در جامعه نیز می بایست همراه با تعمیق شناخت و اصلاح زیربنایی در نظام جزیی درون سازمانی انجام پذیرد. 
مهندسی فرهنگ اقتصادی درکنار مهندسی فرهنگی به معنای احیای نوع متفاوتی از مدیریت جامع اقتصادی نظام کشور است که بر اساس آن اهداف جامعه از حاشیه به متن آورده می شود و در انتخاب هر راهبرد، خط مشی، طرح برنامه مدنظر قرار می گیرد.

امام خامنه ای با توجه به نیازهای جامعه اسلامی، مهندسی فرهنگ را در دستور کار خود قرارداده اند. 
ایشان به عنوان یک نخبه و روشنفکر اسلامی در مقام مدیریت فرهنگ، با تولید مفاهیم و اصطلاحات جدید بر آن است تا فرهنگ جامعه را به درستی بازسازی و اصلاح نماید وبراساس اسلام ناب محمدی به معاصرت بکشاند. ایشان با ایجاد اصطلاح و مفهوم اقتصاد مقاومتی بر آن شد تا نیازهای راهبردی جامعه را شناسایی و به جامعه معرفی کند و ایشان را در این جهت مدیریت نماید.

البته از آن جایی که فرهنگ را همگان می سازند گام اصلی را می بایست درگام نخست مدیران ارشد نظام و سپس از طریق رسانه ها همه بخش ها و سطوح جامعه بردارد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. 
بنابر این، برای دست یابی به اقتصاد مقاومتی نخست می بایست مدیریت فرهنگ سازی به جهت تغییرات متناسب و لازم از طریق مهندسی فرهنگ اقتصادی انجام گیرد تا جامعه درمسیری قرار گیرد که به دو اصل توانستن و مقاومت در برابر فشار برسد و شکل جدیدی از اقتصاد و تولید را سامان دهد که ضمن برآورده کردن همه نیازهای اساسی جامعه، در برابر هرگونه فشار سلطه گران و مستکبران مقاومت کند و از استقلال و خودکفایی بهره مند شود و به مسیر رشد و شکوفایی خود ادامه دهد.

موافقین ۰ مخالفین ۰

فقر فرهنگ مطالب


فقر فرهنگ مطالعه

۱۷شهریور

book فقر فرهنگ مطالعه

فقر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در کشوری که بر روی گنجینه های گران سنگی از تمدن و فرهنگ غنی و نیز شعر و ادب و هنر نشسته است نه تنها زیبنده نیست بلکه به دور از انتظار نیز است. حال چرا فقر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی به این شکل زینت یافته و این چنین جاافتاده است خود بحث مفصلی دارد. در جوامع بسیاری با اینکه در آنها ایام و هفته های خاصی تحت عنوان هفته کتابخوانی، هفته های فرهنگی و روز شعر و ادب و… وجود ندارد ولی با این حال میزان گرایش شهروندان به کتاب و کتابخوانی در این گونه جوامع به مراتب بیشتر و بالاتر از کشور ماست.

ایران متمدن و بزرگ دربرگیرنده دو دسته از افراد است. به عنوان مثال اشخاصی مانند پرفسور حسابی، علامه طباطبایی و افرادی از این قبیل که بیش از ۷۰ -۶۰درصد ساعات و دقایق لحظه به لحظه عمرشان در مطالعه و کتابخوانی سپری می شود و دسته دوم افرادی که به همین میزان از عمرشان را در خواب و تن پروری و بیهودگی صرف می کنند. متاسفانه دسته اول تعدادشان بسیار اندک و دسته دوم جمعیت شان بالاست. ناگفته پیداست که توسعه در ابعاد نرم افزاری مانند توسعه فرهنگی و اجتماعی- سیاسی پیش شرط لازم برای توسعه در ابعاد سخت افزاری مانند صنعت و تکنولوژی و بطور کلی توسعه اقتصادی است.

رسیدن به توسعه سخت افزاری و ابعاد مختلف آن که موخر بر توسعه نرم افزاری است بدون ایجاد بسترهای لازم برای تحقق توسعه یافتگی فرهنگی و اجتماعی- سیاسی که مقدم بر توسعه اقتصادی است سرابی بیش نیست. محققا وجود شاخص های معین و معیارهای مشخصی در لایه های مختلف اجتماعی بیانگر میزان توسعه یافتگی سیاسی آن جامعه است. مساله “شناخت و آگاهی” به عنوان یک پیش شرط بنیادین و خلاق در اشخاص، نسبت به موضوعات گوناگون که سرنوشت افراد و جامعه را رقم می زنند، در کنار سایر متغیرها مهم ترین متغیری است که به واسطه آن می توان فرآیند توسعه یافتگی فرهنگی و سیاسی- اجتماعی یک جامعه را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد.

به معنای اخص کلمه مساله “شناخت و آگاهی” و اصطلاحات مترادف آن مهم ترین وجه تفاوت دو مفهوم “شهروند” و “موجود زنده” درباره انسان است. یعنی یک انسان آگاه همزمان یک شهروند مدنی نیز هست و انسان ناآگاه فقط یک موجود زنده است و نمی توان به او مفهوم شهروندی را اطلاق نمود. اما برای ایجاد شناخت و آگاهی در وجود انسان که “سلسله جنبان” رشد و توسعه و بالندگی در همه عرصه های وجودی است چه باید کرد؟ محققا آدمی از زمانی که خواندن و نوشتن را فرا گرفت در مسیر رشد و توسعه گام نهاده و با استفاده از امکاناتی که طبیعت دراختیارش گذارده است تمدن ها را برپا ساخت. قاعده اساسی این است که استفاده بهینه و اصولی از امکانات طبیعی وغیرطبیعی و بکار گماشتن آنها در راستای توسعه و بالندگی قبل از هر چیز مستلزم ایجاد احساس نیاز و به تبع آن کسب شناخت و آگاهی و حصول بینش علمی نسبت به آنها است.

برای تحقق این نوع از شناخت و بینش علمی نیز چاره ای نیست جز اینکه انسان در آن ها مطالعه کند. بنابراین همزمان با این فرآیند و در چارچوب محتوایی آن مفهومی به نام “مطالعه” که امروزه از آن تحت عنوان “فرهنگ کتابخوانی” یاد می شود شکل می گیرد. تجارب تاریخی نشان داده است که این موضوع یعنی گسترش فرهنگ مطالعه و ارتقای سطح کتابخوانی نقش حائز اهمیتی در روند توسعه سیاسی و اقتصادی کشورها بویژه جوامع اروپایی داشته است. در اثبات این ادعا فقط کافی است صرفا به اختراع صنعت چاپ به عنوان یک انقلاب بزرگ فرهنگی و نقطه عطف در تاریخ تمدن بشری اشاره کرد که با دستاوردهای برجسته و نتایج شگرفی که داشت از طریق چاپ و ترجمه کتاب های متنوع و انتشار نشریات و روزنامه ها در سطوح گسترده موجب تحقق توسعه یافتگی به شکل حیرت برانگیز در زمینه های مختلف شد. به هر حال امروزه فرهنگ مطالعه و کتابخوانی به عنوان یکی از شاخص های اصلی برای اندازه گیری توسعه یافتگی فرهنگی و سیاسی- اجتماعی که مقدم و مرجح بر توسعه اقتصادی است محسوب می شود.

از این نظر یکی از مهمترین پارامترهایی که سطح فرهنگ و توسعه یافتگی یک کشور را مشخص و معین می سازد میزان سرانه مطالعه و تیراژ کتاب در جامعه است. بی  شک فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی و پیشرفت عظیم فرهنگی و پیدایش کتابخانه های غنی و سازمان یافته، پیش شرط های بسیار مهم در فرآیند توسعه علمی، اقتصاد و صنعت و تکنولوژی بوده است. نکته مهم در این رابطه این موضوع است که اساسا فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی در کشورهای در حال توسعه یا محلی از اعراب ندارد یا اصلا نهادینه نشده است. چگونه ممکن است از فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی و نتایج مثبت آن در کشورهای عربی یاد کرد در حالی که براساس آمارهای رسمی سازمان ملل متحد هر شهروند عربی در طول سال فقط چهار صفحه کتاب می خواند و جمعیت کتابخوان تنها یک کشور یعنی بریتانیا ۲۵ برابر کشورهای عربی است! در ارتباط با کشور خودمان نیز وضعیت چندان مساعدی در این زمینه مشاهده نمی شود.

آمارهای مختلف و گاها متعارضی درباره میانگین سرانه مطالعه در ایران منتشر شده است. بعضی میانگین مطالعه کتاب در بین ایرانیان را ۲ دقیقه، بعضی ۷ دقیقه و برخی دیگر در خوشبینانه ترین حالت ۱۸ دقیقه اعلام کرده اند که البته بیشتر آنها نیز شامل کتاب های درسی می شود که صرفا جهت کسب نمره و از سر اجبار مطالعه می شود. بر این مبنا هر ایرانی بطور متوسط در یک روز که برابر با ۱۱۴۰ دقیقه است با نگاهی مثبت تنها ۲ الی ۱۵ دقیقه آن را به مطالعه اختصاص می دهد که بیش از ۷۰ درصد آن نیز شامل کتب درسی می شود که اگر آنها را هم حذف کنیم دیگر رقمی باقی نمی ماند که بخواهیم از مطالعه آزاد باقی سخن بگوییم! این در حالی است که میانگین سرانه مطالعه در جهان ۴۵ دقیقه، در ژاپن که رکوردار مطالعه و کتابخوانی در دنیاست ۹۰ دقیقه، در بریتانیا ۵۵ دقیقه، در ترکیه و مالزی ۵۰ دقیقه، و بطور کلی در اغلب کشورهای توسعه یافته بیش از ۵۰ دقیقه است.

وضعیت مطالعه روزنامه و مجلات علمی نیز در ایران دست کمی از کتاب خوانی ندارد. تیراژ کل روزنامه های کشور از ۳ میلیون نسخه تجاوز نمی کند در حالیکه فقط یکی از روزنامه های ژاپن یعنی روزنامه “آساهی” روزانه بیش از ۱۰ میلیون تیراژ دارد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل… بنابراین با قاطعیت می توان گفت که ما ایرانی ها کتاب نمی خوانیم! فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی در بین ما ایرانی ها که خاستگاه تمدن های بزرگ بشری و گهواره دانشمندان نام آور و سخنوران بلندآوازه و دیوان های شعری اعجاز برانگیز در طول تاریخ بوده ایم بسیار تاسف بار است. در بین جوانان و دختران و پسران ما آرایشگاه، بوتیک لباس، گیم نت، ورزشگاه، قهوه خانه و…

از محبوبیت و جذبه بیشتر و به مراتب افزونتری در مقایسه با کتابخانه و کتابفروشی برخوردار است. باید این واقعیت کتمان ناپذیر را پذیرفت که اقبال عمومی برای مطالعه و کتابخوانی در سرزمین تاریخی ایران بسیار اندک است و با این سطح ناچیز مطالعه اعم از کتاب و روزنامه و نشریات و… که از ۵-۶ دقیقه در روز تجاوز نمی کند نباید انتظار معقولانه ای از رشد و توسعه و سازندگی و پیشرفت داشت. بی دلیل نیست که در کشورهای توسعه یافته و صنعتی میزان مطالعه از حد استانداردهای جهانی نیز بالاتر بوده و گاهی چندین برابر آن است. چرا که در این کشورها مطالعه نه مثل ما یک سرگرمی و تفریح بلکه در پایه و اساس زمینه ای برای افزایش سطح رشد و توسعه یافتگی است. اگر چه به مذاق برخی ها خوش نمیآید ولی چاره ای جز بیان این حقیقت اجتناب ناپذیر وجود ندارد که اصولا ما ایرانی ها کتاب نمی خوانیم و اهل مطالعه نیستیم و فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در بین ما بسیار ضعیف بوده و اصلا نهادینه نشده است. اگر هم بخواهیم کتاب بخوانیم، یا از سر اضطرار و روزمرگی است مانند مطالعه کتاب های درسی و کنکوری  یا از سر تفریح و تفنن است مانند مطالعه نشریات بی محتوا (همان رنگین نامه ها)، مجلات خانواده و آشپزی و… حال چرا به این وضعیت ناگوار دچار شده ایم و چاره این وضعیت چیست اکثر مدیران، متولیان و کارشناسان امور فرهنگی دلایلی مختلف و البته کودکانه و نابخردانه ای برمی شمرند.

برخی به کمبود فضاهای کتابخانه ای اشاره دارند، عده ای دیگر تنگ نظری ها و در نظر گرفتن دستمزدهای پایین برای کارهای فرهنگی را سبب عدم تمایل نویسندگان و ناشران به تولید کتاب می دانند، بعضی ها انگشت اتهام بر روی بی توجهی مسوولان فرهنگی می گذارند و قس علی هذا که بیشتر به بازی با الفاظ شباهت دارند تا آسیب شناسی واقعی فقر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در کشور. عصاره کلام این است که اولا تا زمانی که مردم خود نخواهند و احساس نیاز به مطالعه نکنند حتی گسترش فضاهای کتابخانه ای و قرائت خانه ها نیز هیچ اثری در پی نخواهد داشت هرچند برای هر نفر یک کتابخانه احداث شود. ثانیا این امر یعنی فرهنگ مطالعه و کتابخوانی باید در بطن و متن جامعه  نهادینه شود که اگر نشود حتی پرداخت دستمزدهای کلان برای نویسندگان و ناشران جهت تولید کتاب و ایجاد کتابسرا در ایستگاه های مترو و اتوبوس و فرودگاه ها و…ذره ای باعث ارتقای سطح مطالعه نخواهد شد.

نهایتا اینکه مردم خود یاد بگیرند که باید مطالعه کنند و به مضرات عدم مطالعه و نتایج مثبت مطالعه به صورت ملموس و محسوس پی ببرند و الا به زور نمی توان مردم را به چیزی که از آن فرار می کنند و تمایلی نسبت به آن ندارند ترغیب و تشویق کرد. از این منظرگاه مشکل اساسی جامعه امروزی ایران نیز همین نکته است که سرمایه های کلان و هزینه های بسیار بالای مادی و غیرمادی صرف می شود و هفته ای هم به نام هفته کتابخوانی نامگذاری می گردد سپس با تبلیغات گسترده سعی شود که مردم را به سوی کتابخوانی سوق داد. حال فرقی هم نمی کند که این کتابخوانی به چه صورت باشد. مهم افزایش سرانه مطالعه است که باید بدست آید حتی اگر با تورق چند جلد کتاب.

موافقین ۱ مخالفین ۰

دردناک ترین شیوه ها و رسومات زیبایی در انواع فرهنگ ها!


دردناک ترین شیوه ها و رسومات زیبایی در انواع فرهنگ ها!

اکثر مردم شنیده اند که ازقدیم گفته اند : زیبایی برابر با درد است.
همه ی مردم جهان در حال تلاش هستند تا بیشتر لحظات را در طول روز زیبا باشند به دلیل اینکه این واقعیت است که انسان ها به سمت زیبایی ها کشیده می شوند و این در مورد هر چیز زیبایی صدق می کند از جمله انسان زیبا.

برای زیبا کردن خود راه های گوناگونی وجود دارد اما این بدان معنا نیست که آدمی هر کاری را با اعضای بدن خود بکند تا بتواند به آنها زیبایی دهد و یا اینکه برای بدست آوردن زیبایی به بدن خود آسیب برساند.

با نگاه کردن به یک فرد حتی از راه دور به راحتی درباره ی زیبایی و زشتی او نظر می دهیم ولی اگر درستش را بخواهید بدانید این است که همان طور که از راه دورنمی توان ذهن دیگران را خواند به همین صورت هم نمی توان زیبایی آنها را به راحتی تشخیص داد.

تعیین کردن یک فرهنگ خاص به عنوان زیبایی می تواند کاملا در میان اقوام مختلف متفاوت باشد با این حال ، این شیوه های فرهنگی فوق العاده برای زیبایی ،  در سراسر تاریخ و جغرافیا پایدار و استوار هستند. بیایید به برخی از شیوه های زیبایی از گذشته تا به حال نگاهی بیاندازیم که با وجود نقص عضو بدن باز هم به نام زیبایی ایده آل مرسوم شده اند.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

1 . مدل پاها
در فرهنگ چین مدل پاهای زنان و طرز راه رفتن آنها طوری مرسوم شده که انگار پاهای آنها به هم چسبیده است و به هم متصل است. به راحتی باید بیشتر از چند دقیقه در زمان در یک حالت خاصی جلوی همسر خود بایستند که این رسومات در قرن 10 بود که آغاز شد و هنوز هم تا قرن 20 برای زنانی که شوهران آنها از این مدل پاها لذت می برند ادامه داشته است.

قبل از رسیدن دختر به سن 14 سالگی و تا قبل از آنکه مدل پاهای او شکل بگیرد او را مجبور می کنند تا بعضی از استخوان های پای او را بشکنند تا پس از جوش خوردن دوباره پاهای او به همان شکلی که در آداب و رسومات آنها زیبایی است دربیاید ,یعنی همان مدل قوسی شکل متصل به هم.

اندازه ی پاها در اندازه ی بسیار کوچک همان انداره ی ایده آل است .اما این روش و این ایده ها باعث ایجاد مشکلات و مریضی های عفونی زیادی در زنان می شود.ناخن های پا باید آنچنان از ته گرفته شود که اصلا ناخنی معلوم نباشد .حتی در این مورد برای قطع و جلوگیری از رشد ناخن پا جراحی هایی را روی ناخن های آنها انجام می دهند.اما تمامی این روش ها ناهنجاری های زیادی را در پی دارد.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

2 .مدل گردن
داشتن گردنی بلند و زیبا در بسیاری از فرهنگ ها به عنوان نمونه ای از زیبایی مرسوم شده است. بلندترین گردن طبیعی به طور کلی در میان زنان روسی وجود دارد چرا که حرفه ای ترین زنان در ورزش باله هستند .

برای داشتن این مدل گردن در هر فرهنگ و آداب و رسومی باید شروع به یادگیری رقص باله کرد که در نهایت با انجام این ورزش به اندازه کافی می توانید گردن خود را به طور طبیعی بلند و کشیده کنید که این کار نیاز به نگه داشتن گردن برای مدتی طولانی در یک موقعیت بیش از پیش کشیده میباشد.

با این حال ، دربرخی از فرهنگها در آسیا و آفریقا این مدل گردن ها با آویزان کردن چندین حلقه ی برنجی سنگین به گردن زنان حاصل می شود . که از همان سنین کودکی و خردسالی این کار آغاز
می شود و هرچه سن زنان بالاتر می رود به این مدل گردن ها نزدیک ترمی شوند.به همین خاطر زنان مسن تر گردن های دراز و کشیده تری دارند.

هرچند تبعیت از این روش در داشتن این مدل زیبایی بیشتر شبیه توهم است چرا که فشاری که برروی گردن به دلیل قرار گرفتن این حلقه ها ی سنگین وارد می شود باعث آسیب رساندن به دنده ها و مهره های مربوط به گردن می شود.در نهایت برای داشتن این مدل گردن ها می توان بدون آویزان کردن تعداد زیاد و سنگینی از این حلقه های برنجی تنها با نگه داشتن متداوم عضلات گردن به صورت کشیده و دراز این فرم گردن ها را بدست آورد.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

3 . سوراخ کردن لب
یکی دیگر از زیبایی ها بر روی لب است که کاری بسیار دردناک را روی آن انجام میدهند و آن سوراخ کردن لب ها برای آویزان کردن زیورآلات و ایجاد زیبایی بیشتر می باشد.گوشه ای از لب را سوراخ کرده و زیورآلات ریز و زیبایی را به آن آویزان می کنند.این فرایند برای اولین بار در جنوب آمریکا و آفریقا و در مورد زنانی که اطراف رودخانه ی آمازون بودند انجام گرفت.

از آنجا که پوست انسان ، به خصوص پوست یک فرد جوان ،  انعطاف پذیری ذاتی و طبیعی دارد این عمل باید به دقت و خیلی آرام انجام گیرد. با این حال، وزن زیور آلات بزرگ می تواند زیاد باشد حتی اگر آنها را از نوع سبک وزن مثلا از جنس چوب ساخته باشند.

یک فرد جوان (معمولا این در مورد زنان آفریقایی که با مردان آمازونی پیوند بسته اند انجام می گیرد) به طور کلی فقط این زیور آلات  را در طول مراسم و مناسبت های خاص استفاده می کند و کمتر در طول روزهای عادی از آن استفاده می کند .ولی بعضی از مردان از آنها می خواهند که همیشه این گونه باشند.در هر صورت کشش و فشاری که روی لب وارد می شود حتما صدمات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

4 .باریک بودن کمر
داشتن دور کمری باریک یکی از زیبایی هایی است که برای زنان میتوان در نظر گرفت .دور کمر به نقطه ای از بدن گفته می شود که در بین نیم تنه و باسن قرار گرفته است. برای کاهش اندازه دور کمر طبیعی یک زن استفاده از انواع گن ها از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 پیشنهاد شد.

برای ایجاد این تغییرات بر روی بدن باید استفاده از این کمربندها به صورتی مداوم باشد و مهم تر از همه آنکه باید کاملا تنگ طوری که به این قسمت از بدن فشار زیادی را وارد کند.فشار روی دنده ها و مشکلات تنفسی از شایع ترین مشکلات در این روش می باشد. همچنین، سقط جنین و مرگ و میر در آن بسیار رایج است.برای زایمان و هم چنین برای معده مشکلات زیادی راایجاد کرده است.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

5 .تغییر در فرم کاسه ی سر
اصلاح ساختار فیزیکی جمجمه و کاسه ی سر انسان کاملا در جهان باستان مرسوم بوده است.در حالی که به ندرت در دوران مدرن ، مصریان باستان ،مردم بومی استرالیا ، مردم بومی آمریکای شمالی ، هون ، مایا، و برخی از قبایل ژرمنی مشاهده شده است .

با این حال ایجاد تغییرات در فرم کاسه ی سر یکی از فرهنگ های زیبایی به حساب می آید. مردم بومی آمریکای شمالی تمایل به شکل جمجمه پهن دارند. مصریان و مایا جمجمه دراز و به سمت عقب را ترجیح می دهند.

معمولا یک ماه بعد از تولد جمجمه ی نوزاد قابل انعطاف خواهد بود و در شش ماهگی محکم می شود. عمل شکل دادن به یک جمجمه در هر تاریخی و با توجه به فرهنگ آن در همان دوران کودکی توسط والدین صورت می گیرد.اما در این روش هم مانند روش های دیگر خطراتی را در پی خواهد داشت و ممکن است بر روی ضریب هوشیاری افراد تاثیر بدی بگذارد. با این حال این هم یکی دیگر از فرهنگ های داشتن زیبایی به شمار می آید.

موافقین ۰ مخالفین ۰

تفاوت لرها با کردها در پذیرش وبیان هویت قومی

موافقین ۰ مخالفین ۰

فرهنگ مردم بویراحمد

مردم لر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مردم لر
Karim Khan by Charles Heath.jpg
Lotf Ali Khan.jpg
Baba tahir Lur Poet.jpg
Sardar Assad.jpg
Temyourbachtiar.jpg
Mossadeghmohammad.jpg
Shapourbakhtiar.gif
Soraya.jpg
Rezaee.JPG
00175104.jpg
BorujerdiHossein.jpg
Karubi2.jpg
Zahra Rahnavard.jpg
Navab Nasirshelal.jpg
Zarrinkoob.jpg
01-Mehrdad Avesta.png
Masoud Rayegan.jpg
Rahmanpur-seymare86.jpg
Toufymousivand.jpg
Yas.jpg
جمعیت کل
۶٪ جمعیت ایران حدود ۵ تا ۶ میلیون نفر[۱][۲][۳][۴]

Flag of Iran.svg ایران ۵٬۰۰۰٬۰۰۰۰ تا ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر
Flag of Iraq.svg عراق ۱۲۱٬۰۰۰ نفر[۵]
Flag of Oman.svg عمان ۵٬۱۰۰ نفر[۶]
مجموع تقریبی جمعیت مناطق لرنشین

مناطق دارای جمعیت قابل توجه
مناطق سنتی: لرستان • ایلام • چهارمحال و بختیاری • شرق و شمال خوزستان • کهگیلویه و بویراحمد • غرب و جنوب همدان

اقلیت: مرکزی • قزوین • فارس • اصفهان • کرمانشاه • بوشهر

مهاجرت داخلیتهران • کرج • اصفهان • اهواز

زبان‌ها

گویش‌های گوناگون زبان لری شامل: بختیاری • بالاگریوه‌ای •بویراحمدی • خرم‌آبادی • بروجردی

دین

اسلام (شیعه)

لُر نام قومی ایرانی است که در باختر و جنوب باختری ایران زندگی می‌کنند. زبان لری خویشاوند نزدیک زبان فارسی و به همراه فارسی از شاخه فارسی‌تبار دسته جنوب باختری زبان‌های ایرانی است. ویژگی‌های زبان لری نشان می‌دهد که چیرگی زبان‌های ایرانی در منطقه کنونی لرستان در دیرینه‌شناسی باستان بیشتر از سوی ناحیه پارس صورت گرفته تا از سوی ناحیه ماد.[۷] گویش‌های زبان لری نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند.[۸] زبان لری همانندزبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری بافارسی دارد..[۹] ریشه زبانهای ایرانی لری (بختیاری، خرم‌آبادی) مانند زبان فارسی به پارسی میانه(پهلوی ساسانی) و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان (زبان هخامنشیان) برمی‌گردد[۱۰]. برخی اقوام لر کوچک در قرن دوازدهم هجری شمسی از نواحی کردنشین عراق کوچ کرده و در لرستان ساکن شدند.[۱۱] برخی گویش‌های زبان لری مانند لری خرم‌آبادی نیز تحت تاثیر زبان کردی قرار گرفته‌اند.[۱۲][۱۳] اما لرها مردمانی هستند که از نظر قومی جزئی ازمردم کرد به شمار نمی‌آیند.[۱۴] و خویشاوندی لرها با مردمان کردتبار تنها درایرانی بودنشان است .[۱۵][۱۶]

ریشه یابی نام لر[ویرایش]

واژهٔ کرد در دوران دیرینه شناسیی پس از حمله اعراب به ایران به معنای رمه‌گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار فلات ایران به کار رفته‌است و معنای قومی ویژه نمی‌داده‌است.[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳].[۲۴] بنابراین در برخی از منابع، لرها و دیلیمان و بلوچان و مردمان دیگر را جزو کردان شمرده‌اند زیرا واژه "کرد" به معنی یک گونه شیوه زندگی و نه معنی زبانی بوده‌است[۲۵]. اما از دید قومیت لرها گروهی جدا از کردها شمرده می‌شوند.[۲۶]
حمدالله مستوفی می‌گوید در زبدة التواریخ آمده است:[۲۷]

وقوع نام لر بدان قوم بوجهی گویند از آنکه در ولایت مارود دیهی است آن را کرد می‌خوانند و درآن پیرامون دربندی آن را به زبان لری کوک اکر خوانند و در آن دربند موضعی است که لر خوانند چون اصل ایشان از آن موضع خواسته ایشان را لر خوانند. وجه دوم آن است که به زبان لری کوه پُردرخت را لِر گویند و بسبب ثقالت راء کسرهٔ لام با ضمه کردند و لر گفتند و وجه سوم اینکه این خاندان از نسل شخصی اند که او لر نام داشته و قول اول درست تر می‌نماید.

پراکندگی قوم لر[ویرایش]

گستردگی مناطق لُرنشین خاورمیانه

قوم لر دارای تقسیم بندی‌های زیادی است که در مهم‌ترین و کلی‌ترین تقسیم‌بندی به دو شاخهلر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شود.[۲۸] در برخی منابع مانند دانشنامه ایرانیکا، لک‌ها و لرها در یک دسته بندی قرار گرفته‌اند.[۲۸] مردم لر دارای پراکندگی در مناطق غرب و جنوب غربی ایران هستند. مناطق زیر طبق دانشنامه ایرانیکا مناطقی است که عشایر لر در آن ییلاق و قشلاق کرده و یا یکجانشین شده‌اند.[۲۸][۲۹][۳۰]

دسته محل سکونت
لرهای ممسنی در استان فارس و شهرستان‌های ممسنی، بخش‌هایی از کازرون و رستم.
لرهای بویراحمدی  در استان کهگیلویه و بویراحمد و بخشی از استان خوزستان.
لرهای بختیاری در استان خوزستان، مناطق جنوب شرقی عمدتاً در شهرستان‌های اهواز،اندیکا، مسجدسلیمان، شوشتر، ایذه و دزفول.
در چهارمحال و بختیاری در شهرستان‌های شهرکرد و بروجن.
در استان لرستان عمدتاً در مناطق شرقی و شهرستان الیگودرز.
در استان اصفهان در مناطق غرب و جنوب غرب، عمدتاً در شهرستان فریدن.
لرهای کوچک این دسته در استان‌های لرستان و ایلام، شمال استان خوزستان و برخی مناطق شرقی عراق هم مرز با ایران ساکن هستند، بیشتر لرهای کوچک یکجانشین هستند اما برخی هم همچنان کوچ‌نشین هستند.

تاریخ[ویرایش]

نوشتار اصلی: تاریخ لرستان
فتح تهران توسط سواران مشروطه خواهبختیاری
اعدام سران عشایر در خرم‌آباد، هم‌زمان با آغاز حکومت رضاشاه پهلوی

حمله اعراب به ایران تاثیر بسیاری در فرهنگ و آداب مردم این کشور برجای گذاشت و این تاثیر شامل منطقه لرستان نیز شد. مردم لر به هر حال توانستند زبان و بسیاری از آداب و رسوم خود را حفظ کنند. در دوران حکومت صفویان دو ایالت جز ایالت‌های لرنشین بودند. این دو ایالت شامل لرستان به مرکزیت خرم‌آباد و کهگیلویه به مرکزیت بهبهان بود. در این دوره ایالت‌های لرستان و کهگیلویه دارای والیانی مستقل بودند. والیان لرستان فیلی در سال ۱۰۰۶ هجری قمری به دستور شاه عباس حاکم پشتکوه و پیشکوه شدند و تا دوران قاجار بر این منطقه حکمرانی کردند. لرستان در دوره زندیان نیز به عنوان یکی از ایالت‌های ایران دارای والی مستقل بود.

پس از به قدرت رسیدن قاجارها، آقامحمدخان به دلیل کینه‌ای که از زمان حکومت زندیان نسبت به مردم لر داشت دست به تغییرات بسیاری در منطقه لرستان زد. از جمله اقدامات آقامحمدخان می‌توان به کوچاندن اجباری اقوام لر به قزوین اشاره کرد. همچنین فتحعلی شاه حکومت والیان لرستان را به پشتکوه محدود کرد و تا سال ۱۳۰۷ در آن منطقه حکمرانی کردند اما پس از تصرف پشتکوه توسط نیروهای دولتی غلامرضاخان آخرین والی لرستان به عراق رفت. پس از آقامحمدخان، فتحعلی شاه به تجزیه لرستان ادامه داد و در راستای این سیاست، پشتکوه (ایلام) را از منطقه لرستان جدا کرد و از آن پس لرستان به صورت مستقیم زیرنظر قاجار و فرستادگان آن که اقلب شاهزادگان بودند اداره شد. لرستان دراین دوره به دلیل سیاست‌های قاجار دچار ناامنی و هرج و مرج شد، اقوام مختلف لر با یکدیگر به ستیز برخواستند و بسیاری از آنها مجدداً به کوچ نشینی روی آوردند.

مردم لر و مشروطیت[ویرایش]

یکی از مهم ترین فعالیت‌های سیاسی مردم لر در صده گذشته مشارکت در انقلاب مشروطه ایرانبوده است. طرفداری مردم لر و به خصوص ایل بختیاری نقش پررنگی در پیروزی انقلاب مشروطه داشتند. با آغاز تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد به قم و قوای سپهدار به ینگی امامرسیدند. در مقابل سعدالدوله قوایی به فرماندهی امیر مفخم بختیاری به سمت کرج فرستاد. مجاهدین بختیاری با حرکت به سوی تهران و با همراهی مجاهدین شمال به فرماندهی سپهدار اعظم که در نزدیکی تهران به هم پیوستند، پس از شکست مقاومت نیروهای استبداد صغیر موفق بهفتح تهران و شکست استبداد صغیر شدند.

دوره پهلوی[ویرایش]

شورش لرستان

در سال ۱۳۰۲ نیروهای دولتی و عشایر لر در فاصله میان شهرهای بروجرد و خرم‌آباد وارد نبرد شدند. قوای عشایر متشکل از طوایف ایل بیرانوند، سگوند، پاپی و چگنی بودند و درگیری‌ها در مهر سال ۱۳۰۲ آغاز شد ولی تا پایان آذر همان سال نیروهای دولتی توانستند خرم‌آباد را محاصره و آن را به کنترل درآورند. پس از آن عفو عمومی اعلام شد و از عشایر خواسته شد سلاح‌‌های خود را تحویل دهند ولی چند تن از سران عشایر که تسلیم شده بودند دستگیر و اعدام شدند. با اعدام سران عشایر درگیری‌ها در بهار ۱۳۰۳ و با بازگشت عشایر از شمال خوزستان از سرگرفته شد و تا ۹ اردیبهشت همان سال ادامه داشت در نهایت و در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۰۳ نیروهای دولتی با بمباران مواضع عشایر موفق به ورود به خرم‌آباد و شکست دادن کامل عشایر لر شدند.[۳۱]
پس از فتح خرم‌آباد چندتن از سران عشایر بر خلاف آنچه عفو عمومی اعلام شده بود اعدام شدند. سرکوب عشایر لر توسط سپهبد احمد امیراحمدی مورد تقدیر رضاشاه قرار گرفت. اقدام حکومت مرکزی در نقض عفو عمومی و اعدام سران عشایر باعث شورش مجدد در منطقه لرستان شد. این شورش با محاصره خرم‌آباد در بهار ۱۳۰۳ آغاز شد. با آغاز فصل بهار و بازگشت ایل‌های لر از شمال خوزستان به مرکز لرستان، درگیری مسلحانه با نیروهای حکومت مرکزی از سر گرفته شد. در این سال سپهبد محمد شاه‌بختی فرماندهی تیپ پیاده لشکر غرب را بر عهده داشت. علی‌رغم اینکه احمدی خواهان سرکوب بیشتر عشایر بود ، شاه‌بختی درپی دفاع از مواضع نیروهای حکومتی بود.[۳۱]
سرانجام در ۹ اردیبهشت همان سال در حالی که امیراحمدی فرماندهی را بر عهده داشت خرم‌آباد توسط هواپیما بمباران شد و پس از یک رشته درگیری میان عشایر لر و نیروهای حکومت مرکزی در ۱۵ خرداد ۱۳۰۳ بار دیگر خرم‌آباد توسط نیروهای دولتی اشغال شد. امیراحمدی پس از پیروزی درپی سرکوب بیشتر عشایر لر بود اما رضاشاه در تاریخ ۱۹ مرداد همان سال با ارسال تلگرافی دستور اعلام عفو عمومی را صادر کرد.[۳۱]

زبان[ویرایش]

توزیع جغرافیایی مناطقی که در آن‌ها بهزبان لری سخن گفته می‌شود
نوشتار اصلی: زبان لری

گویش‌های زبان لری نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند.[۳۲] زبان لری همانندزبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسیدارد..[۳۳] ریشه زبانهای ایرانی لری (بختیاری، خرم‌آبادی) مانند زبان فارسی به پارسی میانه(پهلوی ساسانی) و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان (زبان هخامنشیان) برمی‌گردد[۳۴]. ویژگی‌های زبان لری نشان می‌دهد که چیرگی زبان‌های ایرانی در منطقه کنونیلرستان در تاریخ باستان از سوی ناحیه پارس صورت گرفته و نه از سوی ناحیه ماد.[۳۵][۳۶]زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌هایفارسی و کردی دانسته‌اند.[۳۷]

جغرافیای زبان لُری[ویرایش]

دانشنامه ایرانیکا جغرافیای گویش‌وران زبان لری را از جنوب استان همدان (حداقل از نهاوند به سمت جنوب)[۳۸] تا خوزستان و استان فارس بیان می‌کند. پراکندگی گویش‌وران لر در امتداد رشته کوه زاگرس در غرب کشور ایران و به طور دقیق‌تر از زاگرس میانی تا سواحل خلیج فارس و در غرب تا حدود بین‌النهرین و دربردارندهٔ گویشهای بسیار متعدد از گویشهای ممسنی،بختیاری، گناوه و دیلم، کهگیلویه و بویراحمد، لری خرم‌آبادی است. در واقع لری خرم‌آبادی متداولترین گویش در میان لر کوچک و لری بختیاریمتداولترین گویش در میان گویشهای جنوبی (لر بزرگ) محسوب می‌شوند.[۳۹] بیشترین جمعیت گویش‌وران لر در استان‌های لرستان،چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان است اما جمعیت قابل ملاحظه‌ای از لرزبان‌ها در مناطقی از استان کهگیلویه و بویراحمد واستان بوشهر، جنوب استان ایلام، غرب استان فارس و اصفهان ساکن هستند.[۳۹] اما برخی از لرزبان‌ها در مناطقی از ایران پراکنده‌اند که علت این پراکندگی به طور عمده مسائل سیاسی به خصوص در زمان حکومت رضاشاه پهلوی صورت گرفته و از آن جمله می‌توان به لرزبان‌هایی که به استان‌های قزوین، قم و کرمان تبعید شده و هم اکنون بخشی از گویش‌وران لر به شمار می‌آیند اشاره کرد.[۳۹]

ژنتیک[ویرایش]

با توجه به واریاسیون کروموزم وای لرها، آنان از لخاظ بسامد نسبتاً بالای تک‌گروه R1bی کروموزوم وای (مشخصاً سابکلاد R1b1a2a-L23) نسبت به دیگر گروه‌های ایرانی ممتازند.[۴۰] گروه R1، به همراه دیگر کلادهایش، مربوط به اوراسیای غربی/مرکزی در پارینه‌سنگی زبرین است، که رایجترین تک‌گروه میان لرهاست.[۴۰][۴۱] تک گروه J2a (مشخصاً ساب کلادهای J2a3a-M47, J2a3b-M67, J2a3h-M530) دومین سلسله رایج بین لرهاست و با رسوخ کشاورزان از خاور نزدیک نوسنگی ۸۰۰۰-۴۰۰ قبل از میلاد مرتبط است.[۴۱][۴۲][۴۳][۴۴] دیگر تک گروهی که بسامد آن به بالای ۱۰ درصد می‌رسد G2a است که سابکلاد G2a3b بیشتر آن را تشکیل می‌دهد.[۴۵] همچنین لرها بیشترین بسامد تک گروه E1b1b1a1b را در ایران نشان می‌دهند. دودمان‌های Q1b1 و Q1a3، ۶ درصد و T، ۴٪ حاضرند.[۴۵]

ایلات و خاندان‌ها[ویرایش]

مردم لر در یک گروه‌بندی بزرگ و کلی به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شوند که عبارت است از:[نیازمند منبع]

لر بزرگ دارای بخش‌بندی‌های گوناگونی است ولی به طور کلی می‌توان مردم بختیاری، بویراحمدی‌ها و ممسنی‌ها را لر بزرگ نامید. در مورد لر کوچک می‌توان اینگونه بیان کرد که شامل مردم لر ساکن منطقه‌های پیشکوه و پشتکوه و بعبارتی (استانهای لرستان، ایلام، جنوب کرمانشاه، جنوب و شرق همدان) می‌شود.

ایل بویراحمد[ویرایش]

بویراحمد بزرگ‌ترین ایل در استان کهگیلویه و بویراحمد است.[۴۶] این ایل نیمی از جمعیت ناحیه بویراحمد را تشکیل می‌دهد و در سرزمینی به‌وسعت ۶۵ هزار کیلومتر مربع یعنی پیرامون ۴۲ درصد مساحت کل استان کهگیلویه و بویراحمد پراکنده هستند.

بزرگترین قبیله ایل بویراحمد تامرادی است، جمعیت این ایل حدود ۲۰۰ هزار نفر و بخشی از مردم ایل تامرادی در استان خوزستان ساکن می‌باشند. و بعد از آن ایل بزرگ بهمئیکه درمناطق گرمسیر و سردسیر استان گهگلویه و بویراحمد و تعداد زیادی در خوزستان سکونت دارند تشکیل شده است[۴۷] سرزمین بویراحمد از سه بخش مجزاء از هم بخش می‌شود که گروه‌هایی از ایل بویراحمد در آن ساکن هستند که عبارتند از:

  • منطقه بویراحمد گرمسیر
  • منطقه بویراحمد علیا
  • منطقه بویراحمد سفلی

تاریخ فرهنگی[ویرایش]

بویراحمدی‌ها پیرو مذهب شیعه‌اند، و دین یکی از اجزای اساسی فرهنگ آنهاست که بر تمام جنبه‌های زندگی شان اثر نهاده است. فرهنگ آنها، همانند دیگر اقوام ایرانی، فرهنگی ایرانی ـ اسلامی است که نباید، همانند برخی پژوهشگران، در نقش و اهمیت عناصر ایرانی پیش از اسلام در فرهنگ و اعتقادات بویراحمدیها غلو کرد، وگرنه تصویری کاملاً غیرواقعی و محرف از فرهنگ و باورهای دینی بویراحمدیها پدید خواهد آمد.[۴۸][۴۹]

برخی زیارتگاههای این قوم پیشینه‌ای پیش از اسلامی دارند، اما برای ترسیم سیمای دقیق مذهبی این قوم، اشارة صرف به این موضوع کافی نیست. این گونه زیارتگاهها در تمام نقاط ایران یافت می‌شوند. بویراحمدیها برای نامگذاری کودکان خود نامهای اسلامی ـ ایرانی بر می‌گزینند؛ پسران را در سن معین ختنه می‌کنند، ازدواج و طلاق نیز در میان آنان بر اساس قوانین اسلامی انجام می‌گیرد. بویراحمدیها حلال و حرام را طبق موازین شرعی رعایت می‌کنند، و برای اثبات جرم یا بیگناهی، به قرآن سوگند می‌خورند. ایشان، مانند دیگر شیعیان ایرانی، اعیاد مذهبی را جشن می‌گیرند و در مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا به نوحه خوانی و سینه زنی می‌پردازند؛ در گذشته که نظام ایلی برقرار بود، سران ایل در اجرای این مراسم، سهم بزرگی داشتند. نقش سادات در این میان قابل توجه است. هیچ منطقه‌ای از ایران به اندازة کهگیلویه ـ بویراحمدی، تیره‌ها و طوایف سادات را در خود جای نداده است. مراسم خاکسپاری، در میان بویراحمدیها کاملاً بر اساس موازین شرعی است. انجام عبادات اساسی، چون نماز و روزه و حج، نیز جزو فعالیتهای روزمرة بویراحمدیهاست. با اینهمه، در میان بویراحمدیها اعتقاد به انواع موجودات ماورای طبیعی چون آل، غول، پری، جن، و درختان و مکانهای مقدس نیز وجود دارد.[۵۰]

ایل ممسنی[ویرایش]

ایل ممسنی در منطقه ممسنی ساکن است این منطقه را در گذشته شولستان نیز می‌نامیده‌اند. شول نام ایلی است از ایل‌های استانفارس که نخستین بار در لرستان (سرزمین لرستان) سکونت داشت و در حدود سال ۳۰۰ هجری قمری نیمی از لرستان را زیر فرماندهی قرار داده بود و توسط سیف الدین ماکان روزبهانی اداره می‌شد.[۵۱]

موافقین ۰ مخالفین ۰